برف و کلاس و دوست جون و باقی قضایا!

1-دیروز صبح که بیدار شدم برم سر کلاس وقتی طبق عادت هرروز پرده رو زدم کنار دیدم یه برف ریز و تند داره میباره!!با توجه به گرم شدن هوا تو هفته ی قبل عجیب بود که دوباره انقدر سرد بشه که برف بیاد.البته زیاد طول نکشید ولی همون باعث شد اساسی لرز بگیرتمون!!!نیشخند

2-آخه من نمیدونم کی کله ی صبح کلاس میذاره اونم متون تخصصی؟؟؟؟؟؟؟؟خب مغز آدم هنوز کامل بیدار نشده هیچی نمیفهمه خب!!!!!!من که نصف کلاسو نیمه خواب بودم!!!!!!نیشخندباز کلاس بعدی بهتر بود.استاد کلی سر به سرمون گذاشت و سرحال شدیم!!لبخند

3-دیروز دلم میخواست برم خرید و یه چند تا خرده ریز که لازم داشتم بگیرم ولی از اونجایی که snow berryماشین عروس دوست داداشی شده بود وبعداینکه من انقدر تنبل تشریف دارم که بدون ماشین جایی نمیتونم برم و دلیل دیگه اینکه مهمون برامون اومد؛همه چیز و از همه مهم تر تنبلی دست به دست هم داد که نشه!!!!!!!!!!نیشخند

4-به دوست جون زنگ زدم میگم کارواجب دارم،برگشته میگه نیم ساعت دیگه باهات تماس میگیرم.بعد آقا ما هرچی منتظر موندیم زنگ نزد که نزد!!احتمالا هنوز نیم ساعت نشده!!!!!!!!!!!!!!!منتظرنیشخند

5-چند روز آینده منتظر یه پست خوشمزه باشید.نیشخندقابل توجه بعضی هاقهقهه

/ 3 نظر / 26 بازدید
الناز

[عصبانی]

بچه قورباغه چاق

چی شد این پست خوراکی ما ![عصبانی][عصبانی]

اِماسيس

============================== بهار ثانیه ثانیه می اید… و اینجا کسی هست که به اندازه شکوفه های بهاری برایت آرزوهای خوب دارد… *** سال نو رو پيشاپيش به شما تبريك ميگم و اميدوارم سال خوب و پر از موفقيتي داشته باشين ":) =============================