تراوشات ذهنی یک تازه وکیل
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
آخرين مطالب

سلام و عرض تبریک عید فطر به همه دوستان

عرض شود که انقدر به اینجا وابستگی داشتم که فکر نمیکردم بتونم بیشتر از یه ماه ننویسم.آخرین دفعه روز تولدم بود که نوشتم و تصمیم برای دوری نداشتم ولی پیش اومد.امتحانای دانشگاه بعد از چند سال دوری از درس خیلی وقت و انرژیمو گرفت.به خصوص که مقطع عوض شده بود و کارشناسی ارشد خیلی با کارشناسی متفاوت هست.هر درس یه مقاله و یه ترجمه و تحقیق که نیاز به تلاش خیلی بیشتر داشت.خدا رو شکر امتحانات خوب بود.ولی بلافاصله بعد از اون ماه رمضون با روزهای بلند تابستون شروع شد و من که هنوز به شدت خسته و بی حال از درس بودم دیگه خیلی برام سخت شد.این شده که فقط گاهی بعد از افطار یه سر به وب دوستان میزدم و دیگه توانی برای نوشتن و به روز کردن نداشتم.

ما معمولا ماه رمضون خیلی کم پیش میاد که خونه باشیم و امسال هم مثل سنوات گذشتهنیشخندهمین برنامه بود و بیشتر ساعت های قبل از افطار تو ترافیک میگذشت.

بعداز چند وقت دوری نوشتن دوباره خیلی سخته ولی چیزی که باعث شد امشب دست به قلم بشم اینه که حسابی به هم ریخته م و نیاز داشتم که یه کم درد دل کنم.یا به قول بعضی ها غرغر!!نیشخندیه دوست خیلی نزدیک دارم که تو خیلی از موارد بد و خوب کنار هم بودیم.هرجا که تونستم براش کم نذاشتم و اونم تا حد توانش(البته خیلی کمتر از من)کنارم بوده.میدونم که گاهی وقت ها پیش میاد که دوست داری تنها باشی و با خودت خلوت کنی ولی مطمئنا وقتی مشکلی داری کمک دیگران بهتر میتونه به پذیرفتن و یا حل کردن موضوع کمک کنه.این دوست من چند وقتی هست که یه مشکلی براش پیش اومده که کاملا از اختیار اون یا هر فرد دیگه ای خارجه.هیچ کس هم تو ایجاد این مشکل مقصر نیست.و به نظر من با صبر و توکل میشه اونو پشت سر گذاشت.تو این چند ماهی که موضوع پیش اومده خیلی آسیب دیده و من خیلی خیلی زیاد حتی بیشتر از توانم بهش کمک کردم.شده از کار و ودرسم زدم تا یه جایی که نیاز داشته پیشش باشم.نمیخوام بگم من خیلی خوبم، چون تو عالم رفاقت وظیفه م بوده که کمکش کنم و هیچ منتی هم به سرش نیست.اصلا هم انتظار تشکر ندارم.اما دلم میخواست وقتی ابراز نگرانی میکنم به جای پس زدن من فقط یه کلمه بگه که حالم خوب نیست.نه اینکه گوشی رو،رو من قطع کنه و اس بزنه که حوصله تو ندارم!!ناراحتاصلا همین یه پیام منو به هم ریخت.حس کردم تو این 6 ماه که با مشکلش درگیر بوده مزاحمش بودم و نتونستم مفید باشم.نگراناین شد که طی یک حرکت انتحاری همه ی اس ام ها و pm ها و شماره شو از گوشیم پاک کردم.ابرو

پ.ن1:ببخشید که خیلی غر زدم نیاز داشتم که باهاتون حرف بزنمچشمک

پ.ن2:طاعات همه تون مورد قبول درگاه حق باشهلبخند

پ.ن3:ممنونم از همه دوستان عزیز که تو این چند وقت به یادم بودن و احوالمو میپرسیدن.مخصوصا اماسیس عزیزلبخند

 

[ ۱۳٩۳/٥/٧ ] [ ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ ] [ خانوم وکیل ]

تموم شد.27 سالگی هم تموم شد.سالی که برای من پر بود از فراز و نشیب،اشک و لبخند،شادی و غم،دوست داشتن و دوست نداشتن ،موفقیت و شکست و...

با تمام اینا من 27 سالگیم رو فقط سال قبولی در کارشناسی ارشد میدونم.چیزی که باعث شد تلاشمو بیشتر کنم و همه چیزو یه جور دیگه ببینم.

پس 27 سالگی برام خوب و بود و به یاد موندنی.

خداحافظ 27 سالگی خوبمقلب

[ ۱۳٩۳/۳/٢۸ ] [ ٩:٤٠ ‎ق.ظ ] [ خانوم وکیل ]

شاید قرار بود همه چیز جفت و جور بشه تا اولین پست امسال هم این باشه.با وجود اینکه دو ماه از سال گذشته و من باید حداقل 8-9 تا پست میذاشتم ولی قسمت شد که این اولین امسال اینجوری باشه.

همه چیز از اون روزی شروع شد که بابا اومد خونه و گفت که سریع برو دنبال گذر نامه.چون باید در کمال شرمندگی اعلام کنم که اینجانب تا الان در آستانه 28 سالگی پاسپورت نداشتم!!بعد هم خیلی سریع همه ی کارها ردیف شد و شدیم زائر تمام حسین(ع).

اول رفتیم نجف.حرم حضرت علی (ع)یه مظلومیت خاصی داشت.

روز دوم کربلا.حرم امام حسین (ع)

حرم حضرت ابوالفضل(ع)

بین الحرمین

تل زینبیه

خیمه گاه

کف العباس

اینم مسجد کوفه در برگشت

اینم مدرک جرم دو تا دختر شکمونیشخند

شکر خدا که در پناه حسینم

گیتی از این خوبتر پناه ندارد...

[ ۱۳٩۳/٢/۳۱ ] [ ۸:٠٤ ‎ب.ظ ] [ خانوم وکیل ]

سلام علیکم من اومدم!!!!!!!!!!!نیشخند

اطلاعات تکمیلی متعاقبا به اطلاع می رسه!!!نیشخندنیشخند

[ ۱۳٩۳/۱/٢۸ ] [ ٥:٢٩ ‎ب.ظ ] [ خانوم وکیل ]

قاعدتا با توجه به تیتر پست باید در مورد سال 92 حرف بزنم ولی تو این ساعت های آخر سال فقط میگم که خدا رو شکر که سال 92 با سلامتی خونواده م و گذشتن از یه مرحله ی تحصیلی برایم تموم شد و درسته که از نظر کاری برام مطلوب نبود اما مطمئنم که روزهای بهتر و بسیار پربارتری در پیش دارم.امیدوارم  که سال 93 برای همه پر از خیر و برکت و سلامتی و خوشبختی و موفقیت کاری و تحصیلی باشه.

آرزوهام تو سال جدید برای شما ها:

زهرا(دختر خاله جون):یه کار خوب پیدا کنی و به همه ی اون چیزهایی که من و خودت میدونیم برسیچشمک

الناز:از پایان نامه با یه نمره ی عالی دفاع کنی و دکترا قبول بشی و تو همون سازمان دو.لتی که دوست داری استخ.دام بشی.قلب

پری(مامان ستی):سلامتی کامل برای بچه های گلت و مسافرت به جاهای خیلی خوب (البته به جز مرکز دنیانیشخند)

سوری:مقاله تو تحویل بدی و مهدی و مهیار عزیزت شاد و سلامت باشن.قلب

مهتاب:سختی هایی که تو سال قبل کشیدی همه مرتفع بشن و به آرامش برسی و کسی اذیتت نکنهنیشخند

گلابتون بانو:خانوم کوچولوی گلت بزرگ بشه و همه چیز به روال باشه برات.قلب

ساغر:درست تموم بشه و وکیل بشیقلب

اماسیس:یه شغل خوب و با درآمد عالی پیدا کنی.لبخند

مریمی:کلاسات خوب پیش بره و یه عالمه جینگیلجات جدید بسازینیشخند

خانوم امینی:مینای عزیزتون موفقیت تحصیلی زیادی داشته باشه.یه عالمه غذاهای خوشمزه بپزین ما هم فیض ببریمنیشخند

زینب(دختر خاله جانم):آرامش و موفقیت کاری و اینکه باز هم بنویسیقلب

بچه قورباغه رو یادم رفت چرا؟خودتون و همسرتون و دخترکوچولوی نازتون خوب و خوش باشینلبخند

[ ۱۳٩٢/۱٢/٢٩ ] [ ٦:٢٦ ‎ب.ظ ] [ خانوم وکیل ]

با توجه به دعوت جناب اماسیس به مسابقه بفرمایید غذا اینم غذا های من:

پیش غذا سالاد فصل:

طرز تهیه شو همه بلدن

مواد تشکیل دهنده ش هم کاهو پیچ،گوجه فرنگی،خیار،هویج و کلم بروکلی

برندارین یه عالمه سس مایونز بریزین روش هامنتظریه ترکیب از روغن زیتون،آبلیمو و چاشنی سالاد درست کنین عالی میشه.(با تشکر از مامان ستی)

غذای اصلی

مرغ شکم پر

مواد تشکیل دهنده:مرغ درسته،گوجه فرنگی،فلفل دلمه ای،چاشنی و ادویه،عصاره ی پیاز ،روغن زیتون،زعفرون

اول کامل مرغ رو تمیز کنین و شکمش رو خالی کنین و بشورینش.

بعد با آبلیمو،روغن زیتون ،عصاره پیاز و ادویه ی مخصوص (ادویه مخصوص که از آبادان میخریننیشخند)ماساژش میدین و میذارین یه ساعت بمونه تا مزه دار بشه.بعد تو شکمش رو با گوجه و پیاز و فلفل دلمه ای پر میکنین.پاهاشو محکم با یه نخ میبندین و دورش رو یه آلمینیوم میکشین.بعد تشریف میبره توی فر تا بپزه.

در نهایت میشه این:

دسر هم قرار بود کیک بپزم که با توجه به مشغله فراوون قبل از سفر نشد.اینه که براتون حلوای خرما پختم که قبلا اینجا دستورشو گذاشته بودم.

 

ببخشید که دسر طبق منو نبود.گاهی پیش میاد که منوی آشپز ها یییهوهی تغییر میکنهنیشخندقهقهه

پ.ن1:قابل توجه اون دوتا شکمویی که منتظر این پست بودن،این مطلب در نهایت سختی آپ شدنیشخند

پ.ن2:این پست در حالی آپ میشه ه من در  آبادان به سر میبرمنیشخند

[ ۱۳٩٢/۱٢/٢٩ ] [ ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ ] [ خانوم وکیل ]

1-دیروز صبح که بیدار شدم برم سر کلاس وقتی طبق عادت هرروز پرده رو زدم کنار دیدم یه برف ریز و تند داره میباره!!با توجه به گرم شدن هوا تو هفته ی قبل عجیب بود که دوباره انقدر سرد بشه که برف بیاد.البته زیاد طول نکشید ولی همون باعث شد اساسی لرز بگیرتمون!!!نیشخند

2-آخه من نمیدونم کی کله ی صبح کلاس میذاره اونم متون تخصصی؟؟؟؟؟؟؟؟خب مغز آدم هنوز کامل بیدار نشده هیچی نمیفهمه خب!!!!!!من که نصف کلاسو نیمه خواب بودم!!!!!!نیشخندباز کلاس بعدی بهتر بود.استاد کلی سر به سرمون گذاشت و سرحال شدیم!!لبخند

3-دیروز دلم میخواست برم خرید و یه چند تا خرده ریز که لازم داشتم بگیرم ولی از اونجایی که snow berryماشین عروس دوست داداشی شده بود وبعداینکه من انقدر تنبل تشریف دارم که بدون ماشین جایی نمیتونم برم و دلیل دیگه اینکه مهمون برامون اومد؛همه چیز و از همه مهم تر تنبلی دست به دست هم داد که نشه!!!!!!!!!!نیشخند

4-به دوست جون زنگ زدم میگم کارواجب دارم،برگشته میگه نیم ساعت دیگه باهات تماس میگیرم.بعد آقا ما هرچی منتظر موندیم زنگ نزد که نزد!!احتمالا هنوز نیم ساعت نشده!!!!!!!!!!!!!!!منتظرنیشخند

5-چند روز آینده منتظر یه پست خوشمزه باشید.نیشخندقابل توجه بعضی هاقهقهه

[ ۱۳٩٢/۱٢/٢۳ ] [ ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ ] [ خانوم وکیل ]

 

آخه این چه وضعیه!!!ما لباس زمستونی ها و چکمه ها رو جمع کرده بودیم،حالا باز دوباره مجبور شدیم از کشوها و بقچه ها بیارمشون بیرون!!!!!

هوا دوباره سررررررد شده وبارون میاد!!!

اسفند که میشه همه چیز رو دور تند میافته.از کارو خونه تکونی گرفته تا درس خوندن.انگار همه میخوان تو همین یه ماه آخر عقب موندگی یه سال رو جبران کنن!!!بازار و خیابون پر میشه از آدم هایی که میخوان زودتر کارشون رو انجام بدن و خرید هاشون رو تموم کنن و برن خونه.ولی یه چیزیش خیلی خوبه؛اینکه بوی زندگی از همه جا به مشام میرسه.حس تلاش و سرزندگی که بین همه ی آدم ها موج میزنه.خیلی خوبه که همه غبار و آلودگی رو از خونه بیرون میکنیم و حس تازگی میاریم تو خونه.فقط حواسمون باشه این خونه تکونی و غبار زدایی فقط برای خونه نباشه و شامل دلمون هم بشه.لبخند

دلم یه دونه از گلدون های خوشگل رنگی میخواد که گلاشون بوی بهار میده.قلب

یعنی من چی بهت بگم الناز که با اون عکس منو گشنه کردی!!الان دلم اینو میخواد:

[ ۱۳٩٢/۱٢/٢٠ ] [ ٩:٠٤ ‎ب.ظ ] [ خانوم وکیل ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

چون نیست زهرچه هست جز باد به دست* چون هست زهرچه نیست نقصان و شکست* انگار که هرچه هست در عالم نیست* انگار که هرچه نیست در عالم هست*
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
RSS Feed